معنی خصم کردن
8 بازدید
[ خَ کَ دَ ] (مص مرکب) دشمن کردن : که بدمرد را خصم خود می کنی وگر نیکمرد است بد می کنی. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خصم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر