معنی خصام
7 بازدید
[ خِ ] (ع اِ) جِ خَصم. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). رجوع به خصم شود.[ خِ ] (ع مص) مصدر دیگر برای مخاصمه است. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). با کسی خصومت کردن. (زوزنی). با کسی داوری کردن. (تاج المصادر بیهقی). داوری، جدال. مجادله. (یادداشت بخط مؤلف): {/B أَ وَ مَنْ یُنَشَّؤُا فِی اَلْحِلْیَةِ وَ هُوَ فِی اَلْخِصََامِ ۱-۱۰۴۳:۱۸/} (قرآن ۴۳ / ۱۷). پانزده مربط فیل که او را از بهر ذخیرهٔ ایام و عدت اوقات خصام اندوخته بود بستد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - اَلَدُّالخِصام؛ شدیدالعداوة: {/Bوَ یُشْهِدُ اَللََّهَ عَلی ََ مََا فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ اَلْخِصََامِ.۱۰-۲۰۲:۲۰۴/} (قرآن ۲/۲۰۴).
کلمات همقافیه با «خصام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر