معنی خص
4 بازدید
[ خَ ص ص ] (ع مص) مصدر دیگری برای خصوص و خُصوصیَّة خَصوصیَّه و خصیصی [ خِ ص صی صا ] و خصیصاء [ خِ ص صی صاء ] و خُصیَّة و تَخِصَّة. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). رجوع به خصوص شود.[ خِ ص ص ] (ع ص) ناقص. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس). || نرم. (یادداشت بخط مؤلف).[ خُ ص ص ] (ع اِ) خانهٔ نئین. (از منتهی الارب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). ج، خِصاص، خُصوص، خصاص. || خانه ای که از چوب مسقف بود. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس). ج، خصاص خصوص، اخصاص.
کلمات همقافیه با «خص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خص» برای سرودن شعر