معنی خشیة
4 بازدید
[ خَ شْ یَ ] (ع مص) مصدر دیگری برای «خشاة»، «خشی» و «خشیان». (منتهی الارب). ترسیدن. (ترجمان علامه جرجانی). رجوع به «خشاة و خشی» شود: {/Bوَ إِنَّ مِنْهََا لَمََا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اَللََّهِ وَ مَا اَللََّهُ بِغََافِلٍ عَمََّا تَعْمَلُونَ .۲۸-۴۱۲:۷۴/} (قرآن ۲/۷۴).{/B هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ .۳-۷۲۳:۵۷/} (قرآن ۲۱/۲۸).{/Bیَخْشَوْنَ اَلنََّاسَ کَخَشْیَةِ اَللََّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً.۲۳-۲۹۴:۷۷/} (قرآن ۴/۷۶). اگر نه فضل تو فریاد من رسد بیم است که قتل من کند او وقت خشیةالاملاق. خاقانی. || در نزد صوفیان خشیه؛ تألم القلب بسبب توقع مکروه فی المستقبل بکون تارة بکثرة الجنایة من العبد تارة بمعرفة جلال اللََّه و هیبته و خشیةالانبیاء من هذا القبیل. (تعریفات علامه جرجانی): خر کجا ناموس و تقوی از کجا خر چه داند خشیة و خوف و رجا.مولوی. || غلبه کردن در ترسیدن و بیشتر ترسیدن. یقال: خاشانی مخاشاة فخشیته؛ نبرد کرد من را در ترسیدن پس من بیشتر ترسیدم. (منتهی الارب). || دکان می فروش اگر چه از نی نبود. || می نیکو. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «خشیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر