معنی واژه خشک بیخ
3 بازدید
[ خُ ] (ص مرکب) ریشهٔ خشک، بیخ خشک. چون: درخت خشک بیخ را هیزم شکن برید. || (اِ مرکب) خشک ریشه؛ ریشه وقتی که خشک شده باشد: خشک بیخ آرزو را فتح باب از دیده ساز کان گلستان را از این به نم نخواهی یافتن. خاقانی.