معنی خشک باختن
6 بازدید
[ خُ تَ ] (مص مرکب) بی شرط و گرو قمار بازی کردن. (از برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (شرفنامهٔ منیری). || هرچه اسباب بود بتمام درباختن. (شرفنامهٔ منیری). کنایه از سامان و مایعرف خود را باختن. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری): چشم من با رخ تو هر دو جهان خشک می بازد و تر می ماند. خاقانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خشک باختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر