معنی خشک ابزار
7 بازدید
[ خُ اَ ] (اِ مرکب) علفهای خوشبوی خشک. (از ناظم الاطباء). || آن قسمت از توابل که خشک است چون فلفل و دارچین و زیره نه ترچون پیاز و سیر. افحاء. (دستوراللغة). خشک افزار. خشک اوزار.
کلمات همقافیه با «خشک ابزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر