معنی واژه خشکنای
4 بازدید
[ خُ ] (اِ مرکب) نای گلو را گویند و بعربی حلقوم. (برهان قاطع). مجرای نفس و سرفه است از درون و آن طبقاتی است غضروفی، مَسحَط، سلجان، مَزرَد، زُلقوم حَنجور، حَنجَرَه. (یادداشت بخط مؤلف): تدکیم؛ بسر خود در خشکنای کسی زدن. (منتهی الارب). غَلصَمَه؛ سر خشکنای گلو مع بن زبان و رگهای آن. (منتهی الارب).