معنی واژه خشکرنده
3 بازدید
[ خُ رَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) خارش خشک. (آنندراج). جرب خشک. (ناظم الاطباء): خشک رنده یا خشک ریزه که به عربی آن را حصف گویند بثره هایی بود سخت خرد و سرخ و سوزاننده همچون سوزانیدن زخم سرسوزن و اندر تابستان پدید آید خاصه آن وقت که مردم گرم شود و عرق کند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).