معنی واژه خشکدامان
4 بازدید
[ خُ ] (ص مرکب) نیکوکار. پاکدامن. خشک دامن. مقابل تردامن : خشک دامان شوم انشاءاللََّه. خاقانی. اصفیا را پیش کوه استاده سوزان دل چو شمع همچو شمع از اشک غرق و خشک دامان دیده اند. خاقانی.