معنی خشوک

معنی خشوک

9 بازدید
[ خُ / خَ ] (اِ) حرام زاده. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از شرفنامهٔ منیری). لقیطه. (شرفنامهٔ منیری). ولدالزنا. (یادداشت بخط مؤلف): ایا بلایه اگر کار کرد پنهان بود کنون توانی باری خشوک پنهان کرد. منجیک. تا فراوان شود تجربت جان و تنم کاین خشوکان را جز شمس قمر نیست ابی. منوچهری. هر که بد اصل یا خشوک بود فتنه زاید چو با ملوک بود.لطیفی. گفتهٔ من حلال زادهٔ طبع نبوم مر خشوک را پازاج.سوزنی. ای نیم حلالزاده و نیم خشوک.سوزنی. ای همچو مهین مار بدآویز خشوک.سوزنی. گر فلک نقص علم زاد چه شد از بلایه چه زاد غیر خشوک.شمس فخری. در وجود ما هزاران گرگ و خوک صالح و ناصالح و خوب و خشوک.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «خشوک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید