معنی خشوم
9 بازدید
[ خُ ] (ع مص) فراخ بینی گردیدن. ((از تاج العروس) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از لسان العرب). رجوع به خشم شود.
کلمات همقافیه با «خشوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر