معنی خشوده
7 بازدید
[ خُ دَ / دِ ] (ن مف) خراشیده. (از صحاح الفرس). خضد؛ آنچه از چوب تر خشوده باشند یا از درخت شکسته بسته باشد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خشوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر