معنی خشناباد
7 بازدید
[ ] (اِخ) شهرکی است خرد بر راه پارس [ از ناحیت کرمان ] (حدود العالم). در فارسنامهٔ ناصری چنین آمده: میانهٔ شمال و مشرق فرک از سرسیرات فارس است. هوای تابستانش مانند هوای زمستان ناحیه درز است با آنکه دوازده فرسنگ بیشتر شمالی ناحیه درز نیست و تمام این ناحیه کوهستان است و در زمستان برف نشین درازی آن از کشگو تا قریه دراگاه شش فرسنگ پهنای آن از نیم فرسنگ نگذرد آبهای جاری گوارا و چشمه های خنک دارد، محصولش گندم و جو و مویز و غنچه گل دیمی است و مؤلف لغت نامه آن را چنین آرد: از محالات بلوک محال هفتگانه ولایات خمسهٔ فارس طول ۳۶ و عرض سه کیلومتر حد شمالی نیریز، شرقی فارغان، جنوبی طارم و غربی فرک آب و هوای آن سرد و مرکز آن خشن آباد و عدهٔ قری ۶ می باشد.
کلمات همقافیه با «خشناباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر