معنی خشمن
5 بازدید
[ خَ / خِ مِ ] (ص مرکب) غضبناک. خشمناک. خشمگین. (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). غضبان. غضوب. آرغده. خشمین. (یادداشت بخط مؤلف): گاه تو خوش طبع و گهی خشمنی سیرت این چرخ همین سیرت است. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «خشمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر