معنی خشمآلوده
6 بازدید
[ خَ / خِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) خشمناک. غضبناک. خشم آلود. (یادداشت بخط مؤلف) (از ناظم الاطباء): یکی از پسران هرون الرشید پیش پدر آمد خشم آلوده که فلان سرهنگ زاده مرا دشنام مادر داد. (گلستان سعدی).
کلمات همقافیه با «خشمآلوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر