معنی خشخشه
9 بازدید
[ خَ خَ شَ / شِ ] (اِ صوت) بانگ کاغذ و جامهٔ نو و آواز سلاح و آواز کردن هر چیز خشک از افتادن چیزی بر آن و درآمدن در چیزی. (آنندراج) (از دهار) (از غیاث اللغات): خشخشه ز آواز یخ ما جور در سقراق نو خوشتر از بغداد و مافیها و قدسبق البیان. (از کتاب ترجمهٔ محاسن اصفهان).
کلمات همقافیه با «خشخشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر