معنی واژه خشخاش کردن
0 بازدید
[ خَ کَ دَ ] (مص مرکب) ریزه ریزه کردن. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). ریزریز کردن. بسیار خرد کردن. (یادداشت بخط مؤلف): برگرفت آن آسیا سنگ و بزد بر مگس تا آن مگس واپس خزد سنگ روی خفته را خشخاش کرد وین مثل بر جمله عالم فاش کرد مهر ابله مهر خرس آمد یقین کین او مهر است و مهر اوست کین.مولوی.