معنی واژه خشخاش زبدی
4 بازدید
[ خَ شِ زَ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گیاهی است بسیار سفید و سبک و ساقش به قدر ذرعی و برگش بسیار ریزه و دراز و بیخ او باریک و ثمرش متصل ببرگ او و سفید و مستعمل از او ثمرش در وسط تابستان می رسد بغایت گرم و تند و در طبع مثل جلاهنگ و از جمله سموم و مسهل قوی و جهت شقیقهٔ دماغ و دفع بلغم و صرع مفید و قدر شربت از تخم او تا یک درهم است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). جاسوس . (یادداشت بخط مؤلف).