معنی خشخاش بحری
7 بازدید
[ خَ شِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مقرن. (اختیارات بدیعی). گیاهی است که در سواحل روید و برگ و گل آن در جراحات ردیه نافع باشد. (از بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «خشخاش بحری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر