معنی خشت قمار
7 بازدید
[ خِ تِ قِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خشتی که قماربازان برآن بجل اندازند (بجل دو استخوان کعب بود که بدان بازی کنند) و آن را در هندوستان بت بضم موحده و آخر فوقانی خوانند. (آنندراج): ببازند عشاق صبر و قرار بخشت سر خم چو خشت قمار. وحید (از آنندراج). کسی نهند که جانرا نباخت بر سر او جهان کهنه بخشت قمار می ماند. رفیع (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خشت قمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر