معنی واژه خشت زن
4 بازدید
[ خِ زَ ] (نف مرکب) خشت مال. قالب دار. آنکه خشت می سازد به قالب. (یادداشت بخط مؤلف). کس که خشت می سازد. (از ناظم الاطباء). ملبن. (دهار). لَبّان : غلام آبکش باید و خشت زن بود بندهٔ نازنین مشت زن.سعدی (گلستان). || آنکه جنگ کند به خشت و زوبین. (شرفنامهٔ منیری). تیرانداز. (ناظم الاطباء). خشت انداز. زوبین انداز.