معنی واژه خشته
4 بازدید
[ خُ تَ / تِ ] (ص) عاریت. امانت گرفته شده از کس دیگر در لهجهٔ قزوینی ها. (یادداشت بخط مؤلف).[ خَ تَ / تِ ] (ص) مفلس و بی برگ و نوا باشد. (صحاح الفرس) (شرفنامهٔ منیری) (از انجمن آرای ناصری) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری): معذور کن ای شیخ که گستاخی کردم زیرا که غریبم من و مجروحم و خشته . ابوالعباس مروزی (از انجمن آرای ناصری).