معنی واژه خشبیه
0 بازدید
[ خَ شَ بی یَ ] (اِخ) خشبیه یا سرخابیه اصحاب سرخاب طبری از فرق زیدیه اند که به کمک مختاربن ابی عبید ثقفی خروج کردند و چون سلاحی جز چوب (خشب) نداشتند به این اسم خوانده شده اند و بعضی گفته اند که چون ایشان چوبهٔ داری را که زیدبن علی بر آن آویخته شد حفظ کرده بودند به این اسم خوانده شده اند. (از خاندان نوبختی ص ۲۵۵). در بیان الادیان راجع به به این قوم چنین آمده است: خشبیه یکی از پنج فرقهٔ شیعهٔ اولی باشند. برای اطلاع بیشتر دربارهٔ این قوم به مفاتیح العلوم ص ۲۱ و بحارالانوار ج ۱۱ ص ۲۲۸ و منهاج ج ۱ ص ۸ رجوع شود.[ خَ شَ بی یَ ] (اِخ) قومی است از جهمیه. (منتهی الارب). ظاهراً این همان خشبیه است که فرقه ای از زیدیه می باشند که به کمک مختاربن ابی عبید ثقفی برخاستند و صاحب منتهی الارب آنها را به جهمیه نسبت داده است. در فرهنگ ناظم الاطباء آمده است. «قومی از تازیان». رجوع به خشبیه سرخابیه شود.[ خَ شَ بی یَ ] (اِخ) نام کوهی است در نزدیکی مصیصه در مرز. (از معجم البلدان یاقوت).