معنی واژه خشاوه کردن
4 بازدید
[ خِ وَ / وِ کَ دَ ] (مص مرکب) پاک کردن پالیز از خار و خاشاک. (صحاح الفرس). وجین کردن. (یادداشت بخط مؤلف). || پیراستن درخت. تشذیب: شذب الشجر تشذیباً: خشاوه کرد درخت را. (منتهی الارب). مشذب؛ داس که بدان خشاوه کنند. (یادداشت بخط مؤلف). قنوب؛ خشاوه کردن رز و بریدن آنچه موذی بار آن بود. (منتهی الارب).