معنی واژه خشان
4 بازدید
[ خِ ] (ع ص، اِ) جِ خشن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد).[ خِ ] (ع مص) درشتی کردن با کسی در سخن یا در کار. (منتهی الارب) (از تاج العروس). رجوع به مخاشنه شود.[ خُ ] (اِخ) نام جد عبدالعزیزبن بدربن زیدبن معاویه است و اسم او عبدالعزی بود و سپس پیغمبر نام او را تغییر داد. (از منتهی الارب).[ خُ ] (اِخ) نام پسر لای بن عصم است. (از منتهی الارب).[ خَ / خِ شْ شا ] (اِخ) بطنی است از مدحج. (از انساب سمعانی).