معنی خشارمالرأس
7 بازدید
[ خَ رِ مُرْ رَءْسْ ] (ع اِ مرکب) غضروفهای باریک که در خیشوم باشد. (منتهی الارب). غضاریف بینی و واحد آن خشرم است یا خرفه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خشارمالرأس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أس» برای سرودن شعر