معنی واژه خسقی
6 بازدید
[ خَ سَ ] (ص نسبی) جامه برنگ گل کافشه : فلک مفرش خود خسقی شفق دار است برای استر صوف و حبر اخضر ما. نظام قاری. برق والا و شعلهٔ خسقی از ته جامه ها زبانه زدند.نظام قاری. ابر کرباس و شفق خسقی و سامست سمور صبح قاقم شمر و حبر پر از موج بهار. نظام قاری.