معنی خسرو گرجی
7 بازدید
[ خُ رَ / رُ وِ گُ ] (اِخ) وی از غلامان مملوک حاجی ابراهیم خان اعتضادالدوله شیرازی بود و بعد از فتنهٔ آن ایام چندی بملازمت اسداللََّه خان ولد حاجی بسر برد و در خدمت نواب شاهزاده محمدتقی میرزا مقرری و جامگی خوار شد و مدتی بزیست و این بیت از اوست: دل از خدنگ تو مجروح گشت و می ترسم ز مرهمی که بر او کار نیشتر نکند. (از مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۱۱۰).
کلمات همقافیه با «خسرو گرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر