معنی واژه خسرو خاور
3 بازدید
[ خُ رَ / رُ وِ وَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از خورشید است. (از برهان قاطع). آفتاب. مهر. هور. (یادداشت بخط مؤلف): خوشم آمد که سحر خسرو خاور می گفت با همه پادشهی بندهٔ توران شاهم.حافظ. سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد بدست مرحمت یارم در امیدواران زد. حافظ. || پادشاه مغرب را نیز گویند. (برهان قاطع).