معنی واژه خسروپرستان
4 بازدید
[ خُ رَ / رُو پَ رَ ] (اِ مرکب) آنانی که مطیع و منقاد شاهان می باشند. پادشاه پرستان : وزان پس سوی زابلستان شود برآئین خسروپرستان شود.فردوسی. فرستید سوی شبستان ما بنزدیک خسروپرستان ما.نظامی. چو خسروپرستان پرستش نمود هم او را و هم شاه خود را ستود.نظامی.