معنی خسرانگری
7 بازدید
[ خُ گَ ] (حامص مرکب) انتساب بواسطهٔ ازدواج. (ناظم الاطباء). خویشی سببی. (یادداشت بخط مؤلف). || خواستگاری. (ناظم الاطباء). || عروسی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خسرانگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر