معنی خسران

معنی واژه خسران

3 بازدید
[ خُ ] (ع مص) زیان کردن در تجارت خود و مغبون شدن . (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). زیان کردن. (المصادر زوزنی) (دهار). - خسرالدنیا و الاخره؛ بزیان در هر دو سرای. (یادداشت بخط مؤلف). توضیح: این عبارت آیهٔ قرآن است و در فارسی برای کم زیانکار آمده. را. || گمراه شدن. || کردن وزن (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد).
[ خُ ] (ع اِمص) کمی و نقصان و زیانکاری. (ناظم الاطباء). زیان کاری. (دهار). زیان. کاستی : بر خیره می کشند می خورند از بهر حطام را و آنگاه خود می گذارند و می روند تنها بزیر زمین با وبال و خسران بسیار. (تاریخ بیهقی). حاصل آن اگر میسر گردد خسران دنیا و آخرت باشد. (کلیله و دمنه). بنده خاقانی بخدمت نیم رو خاکی رسید سهو و خسران پس نهاد و سهم خسرو پیشوا. خاقانی. از خوف خسران خود از جانب سلطان صلاح کار خود و از آن او در آن دیدند... (جهانگشای جوینی). من ذرع العدوان حصدالخسران هر که عدوان کارد خسران درود چه از تخم ظلم زیان روید. || هلاکی. || گمراهی. (یادداشت بخط مؤلف).
[ خُ سُ ] (اِخ) نام یکی از سران مغول است : خسران از خوف خسران خود از جانب سلطان صلاح کار خود و از آن او در آن دیدند که... (جهانگشای جوینی). و آن اندیشه سبب کودکی و دلشکستگی سلطان بود چون نزدیک خسران خود هزارسف و دیگر امرا رفت. (جهانگشای جوینی).
[ خُ ] (اِخ) نام دیهی است از دیههای کوزدر. (تاریخ قم ص ۱۴۱).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید