معنی خسر

معنی واژه خسر

5 بازدید
[ خُ سُ ] (اِ) پدرزن . (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء): چه نیکو سخن گفت یاری بیاری که تا کی کشیم از خسر ذل و خواری. رودکی. به دل گفت با این سخن جنگ نیست چو شنگل خسر باشدم ننگ نیست. فردوسی. به گوهر بدان روز تنگ آورم که پیش خسر هدیه جنگ آورم.فردوسی. باز بالا دوتا چو ... خسر مویش اندر کشفته چون ... خش. منجیک. بدسگال تو و مخالف تو خسر جنگجوی با داماد.فرخی. بنزدیک امیر مودود آمد و هر چه وی را آورده بودند آن جا آوردند امیر مودود وی را بسیار بنواخت و از آنجا به خانهٔ وزیر آمد خسرش. (تاریخ بیهقی). امیر گوزگانان خسر سلطان محمود بود. (تاریخ بیهقی). بواسحاق که وی خسر بوالعباس بود بسیار مردم گرد کرد. (تاریخ بیهقی). مفخر جمله انبیا او بود خسر میرمرتضی او بود.سنائی. نگویم ای زن تو گشته قلطبان شوهر سیاههٔ خسر و زن شده ترا داماد.سوزنی. داماد خسرگای بدی بیش بسی سال و امسال خسر خواجهٔ داماد سپوزی. سوزنی. خسر زان پس به طبع شاد برخاست بکار آرایش داماد برخاست. حکیم نزاری (از انجمن آرای ناصری). || پدرشوهر. (از ناظم الاطباء) (برهان قاطع): چون بامداد پدر شوی درآمد و پای اورنجن بنمود و آنچه دیده بود باز گفت پسر گفت، راست گفته اند، دشمنی خسر و زن پسر چون دشمنی موش و گربه است. (سندبادنامه). خسر خجل شد و از پیش پسر رنجوردل بیرون شد. (سندبادنامه).
[ خَ سَ ] (اِ) یخ و آن آبی است که در زمستان مانند شیشه می بندد. (از برهان قاطع).
[ خَ ] (ع اِمص) زیان. زیانکاری. نقصان مایه. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). || هلاکی. (یادداشت بخط مؤلف). || (مص) خسران. (منتهی الارب). رجوع به خسران شود.
[ خُ ] (ع اِ) زیان. ضرر. نقصان در بیع و تجارت. (از منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). || (مص) خسران. (منتهی الارب) (تاج العروس). رجوع به خسران شود.
[ خَ سَ ] (ع مص) خسران. (از منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). رجوع به خسران شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید