معنی واژه خسب
3 بازدید
[ خُ ] (نف) خوابنده : فرشته صفت مردم هوشیار نه بسیار خسب است و بسیارخوار. سعدی (صاحبیه). - روز خسب؛ روز خواب.[ خُ ] (اِخ) شهری است [ بخراسان ] بر کرانهٔ بیابان و آب ایشان از کاریز است و خواستهٔ مردمان بیشترین چهارپای است. (حدود العالم).