معنی خسانده
6 بازدید
[ خِ دَ / دِ ] (ن مف) خیسانیده و نقوع و در داروها بیشتر استعمال کنند. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خسانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر