معنی واژه خزینهداری
0 بازدید
[ خَ نَ / نِ ] (حامص مرکب) عمل خزینه دار. نگاهداری خزینه. حفظ خزینه : امیران گردنکش با همت بلند همه از آن بوده اند که سخن را خزینه داری کرده اند. (تاریخ بیهقی). خزینه داری میراث خوارگان کفر است. حافظ.