معنی واژه خزیمة
4 بازدید
[ خُ زَ مَ ] (اِخ) وی از بنی عامر و پدر ام المؤمنین زینب زوجهٔ رسول خدا صلوات اللََّه علیه بوده است. (یادداشت بخط مؤلف).[ خُ زَ مَ ] (اِخ) ابن ثابت الانصاری ملقب به ذوالشهادتین. از کبار صحابی بوده است. رجوع به ذوالشهادتین شود.[ خُ زَ مَ ] (اِخ) ابن حازم. نام یکی از عربان است که بزمان رشید بدور شهر مراغه دیواری کشید. (یادداشت بخط مؤلف).[ خُ زَ مَ ] (اِخ) ابن حکیم. نام همسفر حضرت رسول است به شام. (حبیب السیر چ ۱ ص ۱۰۵).[ خُ زَ مَ ] (اِخ) ابن مالک. از ملوک عرب بنی لحمه بود و او را «ابرص» و «رضاح» نیز گویند. (حبیب السیر چ ۱ ص ۸۹).[ خُ زَ مَ ] (اِخ) ابن مدرکةبن الیاس بن مضر. از اجداد پیغامبر علیه السلام (مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص ۱۵۲).