معنی واژه خزیده
0 بازدید
[ خَ دَ / دِ ] (ن مف) شخصی که در کنجی و رخنه ای پنهان شده باشد. (ناظم الاطباء): می بینم از این مرتبه خورشید فلک را چون شب پره در سایهٔ حفظ تو خزیده. انوری. || دَر جَستَه. (صحاح الفرس): مشتری دلالت دارد بر... سطبربینی بیرون خزیده رخ بزرگ چشم. (التفهیم).