معنی خزق
6 بازدید
[ خَ ] (ع مص) نیزه زدن. || به هدف رسیدن تیر. || پیخال انداختن مرغ. || سپل افکندن شتر زمین را در رفتن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس).[ خَ ] (ع مص) نیزه زدن. || به هدف رسیدن تیر. || پیخال انداختن مرغ. || سپل افکندن شتر زمین را در رفتن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «خزق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زق» برای سرودن شعر