معنی خزانیدن
6 بازدید
[ خَ دَ ] (مص) لغزیدن. لیز خوردن، سکندری خوردن: الازلاق؛ بخزانیدن و بستردن و بخیز بیفکندن است. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «خزانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر