معنی واژه خزانهچی
5 بازدید
[ خِ / خَ نَ / نِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) خزانه دار. گنجور. متصدی خزانه : و باورچیان و شرابداران و فراشان و اختاجیان هر یک چیزی از مأکول و مشروب و غیره می بردند و چیزی می خواستند و خزانه چیان با هم کنگاج کرده می دادند. (تاریخ غازانی ص ۳۳۲).