معنی واژه خزاق
3 بازدید
[ خَ قِ ] (ع ص) در عربی «یا خزاق!» می گویند و آن دشنام است از خزق که به معنی سرگین افکندن باشد. (منتهی الارب). || سرگین انداز. (ناظم الاطباء).[ خَ ] (اِخ) اسم موضعی است در بلاد عرب : برمل خزاق اسلمه الصریم. (از معجم البلدان یاقوت).[ خُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش قمصر شهرستان کاشان، واقع در ۱۵ هزارگزی شمال باختری کاشان و یک هزارگزی شمال باختری کاشان و یک هزارگزی باختر شوسهٔ کاشان قم. این ده در دامنهٔ کوه قرار دارد با آب و هوای معتدل. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و پنبه و تنباکو و میوه. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان قالی بافی. برج خرابه شاه میرزا از آثار قدیم آنجاست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).