معنی واژه خزاعة
3 بازدید
[ خُ عَ ] (ع اِ) قطعهٔ بریده از چیزی. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).[ خُ عَ ] (اِخ) نام حی ای است از ازد و از آن جهت این قوم را خزاعه می گویند که ازد چون از مکه خارج شدند تا در دیگر شهرها پراکنده شوند قسمتی از قوم ازد از دیگران بریدند و در مکه اقامت کردند و به خزاعه مشهور شدند. رجوع شود به حدائق ص ۱۳۶ و عیون الاخبار ج ۵ ص ۵۷ و تاریخ اسلام ص ۴۲، ۴۳ و ۹۷.[ خُ عَ ] (اِخ) نام پادشاهی است که بعد از قحط به مکه آمد. (شرفنامهٔ منیری): خزاعه بیامد چو او گشت خاک برنج و به بیداد و بی ترس و باک.فردوسی.