معنی خزاز

معنی واژه خزاز

4 بازدید
[ خَ زْ زا ] (ع ص) خزفروش . (دهار) (یادداشت بخط مؤلف). || خزباف. (یادداشت بخط مؤلف). || سوداگر ابریشم خام. (ناظم الاطباء).
[ خَ زْ زا ] (اِخ) بنا بقول ابوعبیده نام کوهی است بین بصره و مکه و بنابر قول دیگر نام کوهی است از آن بنی غاصرة. (معجم البلدان یاقوت).
[ خَ ] (اِخ) نام بطنی است از تغلب. (منتهی الارب). رجوع به معجم البلدان ذیل خزاز شود.
[ خَ زْ زا ] (اِخ) نام نهر بزرگی در بطیحة بین بصره و واسط. (از معجم البلدان یاقوت).
[ خَ زْ زا ] (اِخ) نام بازار مشهوری است در مدینه. (از انساب سمعانی).
[ خَ زْ زا ] (اِخ) احمدبن الحارث بن المبارک از مورخان بود و در بغداد به جهان آمد و در آنجا از جهان رفت و او را کتبی چون «المسالک و الممالک» و «اسماء الخلفاء و کتابهم» و «الصحابة» و «مغازی البحر فی دولة بنی هاشم» بوده است. (اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۵ چ ۱).
[ خَ زْ زا ] (اِخ) احمدبن الحارث بن المبارک از مورخان بود و در بغداد به جهان آمد و در آنجا از جهان رفت و او را کتبی چون «المسالک و الممالک» و «اسماء الخلفاء و کتابهم» و «الصحابة» و «مغازی البحر فی دولة بنی هاشم» بوده است. (اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۵ چ ۱).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید