معنی خر وحش
5 بازدید
[ خَ رِ وَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خر وحشی. عِلْج. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به «خر وحشی» شود: خر وحش اگر بگسلاند کمند چو در ریگ ماند شود پای بند. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خر وحش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حش» برای سرودن شعر