معنی خر رباب
6 بازدید
[ خَ رِ رُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آن آلت چوبین که بر کاسهٔ رباب و امثال آن بود و تارها بر آن کشند: نشاند عدل تو بر گاو زهره را چون دید که می نشد نفسی از خر رباب جدا. سپاهانی (از شرفنامهٔ منیری). بچارمیخ بلا چون خر ربابم اسیر ز زخمها که ازاین چرخ پرده در داریم. ؟ (از شرفنامهٔ منیری).
کلمات همقافیه با «خر رباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر