معنی خر دشتی
5 بازدید
[ خَ رِ دَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خر وحشی. فراء. یحمور. عیر. بنات سعدة. بنات کداد. خرگور. گور. گورخر، عِلْج. (یادداشت بخط مؤلف). خر صحرائی و وحشی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خر دشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر