معنی واژه خریطهدار
0 بازدید
[ خَ طَ / طِ ] (نف مرکب) حافظ خریطه : و از حواس جاسوس سازد تا جاسوسان جمله اخبار نزدیک وی جمع همی کنند و از قوت حفظ که در آخر دماغ است خریطه دار سازد تا رقعهٔ اخبار از دست برید می ستاند و نگاه می دارد و بوقت خویش بر وزیر عرضه می کند. (کیمیای سعادت).