معنی واژه خریص
3 بازدید
[ خَ ] (ع ص) خارص. خَرِص. نعت است از خَرَص. (از منتهی الارب). رجوع به خَرَص شود.[ خَ ] (ع ص، اِ) آب سرد. || آب گردآمدهٔ در پهنای خرمابن و جز آن. || آگنده. پر. || حوض فراخ مانندی که در آن آب ریزد. || کرانهٔ جوی. || آداک دریا. || خلیج دریا. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد).